بی مقدمه از عنوانم می گویم که در نظر خودم بسیار جالب می آید :
«جهان سوم را نمی توان بادست نشان داد ، نمی توان برایش جغرافیای ویژه ای متصور شد ؛ جهان سوم جایی توی ذهن آدم است ، یک فکر است ، یک نظر است !!
جهان سوم آنجاست که همرنگ جماعت شدن را برای رهایی از رسوایی انتخاب می کنیم ، جایی ست که اگر بخندند می خندیم ، اگر گریه کنند گریه می کینم ، صورت را به سیرت ترجیح می دهیم ، عشق را به حفظ ظاهر ترجیح می دهیم ، علاقه ی خودمان را فدای مصلحت جمع می کینم ، خودمان را نادیده می گیریم دیگران را بیشتر ! و تمام احتراماتمان به آدم ها می شود وابسته به پول و چهرشان !
جهان سوم جایی ست که وقت صحبت کردن به اندام هم نگاه می کینم و وقت جواب دادن به مصلحت هایمان فکر می کنیم !
جهان سوم جایی نیست که در آن زندگی می کنیم ، شیوه ای است که فکر می کنیم .
جهان سوم ایران یا بخشی از آسیا نیست ، می توان در انگلستات و آمریکا و کره ی جنوبی زیست و جهان سومی بود !»
****
پی نوشت ها :
یادتان است ریاضی را به کودکی بازیگوش مثال زدم که آدم را در اقیانوسش غرق می کند؟ یادم رفت بگویم من کمی آب هراسی دارم !
امروز چه قدر به قسمتی از شعر مسافر سهراب سپهری نزدیک هستیم :
«و از تلاطم صنعت تمام سطح سفر
گرفته بود و سیاه
و بوی روغن می داد »
اگر امتحان ریاضیمان را 20 نمی شویم نباید به پایان دنیا فکر کنبم :
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آبتنی در #حوضچه_ی_اکنون_است
#ماهنامه_دی_ماه_24_شماره_ی_پیاپی
کمی من نوشت ...ما را در سایت کمی من نوشت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 67